تبليغاتX
زَرنوشت
نوشته های زهرا مهاجری

یکی از صنایع ونیز که اعتبار جهانی دارد محصولات تزئینی شیشه ای است. در جزیره ای نزدیک به جزیره ی اصلی ونیز به نام مورانو کارگاههای بزرگی برای ساختن این محصولات بنا شده که گویا قبلا در خود ونیز بوده و به خاطر آتش سوزی های مکرر به آن مکان انتقال داده شده است.

این محصولات شیشه ای یا ظرفند یا مجسمه که همگی دست سازند و در کوره های هزار و پانصد درجه ای پخته و آماده می شوند.

دستورالعمل ساخت این شیشه ها و موادی که برای رنگ کردن داخل آنها با هم ترکیب می شوند انحصاری است و نسل به نسل در یک خانواده از پدر به پسر منتقل شده است.

قیمت این محصولات تزیینی بسیار بالاست و برای یک مجسمه ی کوچک ده سانتی اش باید چیزی حدود سی تا چهل هزار تومان پرداخت. ظرفها و مجسمه های بزرگ رنگی هم قیمتهایی تا دو سه هزار یورو دارند...

هتل، فقط هفت هشت شبکه ی ایتالیایی دارد. از بین این هفت هشت شبکه فقط کارتونهایش جذاب بود و سریال پزشک دهکده که روزی دو قسمت آن از یکی از شبکه ها پخش می شد. بقیه تقریبا به درد نخور بودند.

در این شش روزی که ما در ونیز بودیم، هوا کاملا صاف بود ولی گویا در اکثر ایام سال هوای ونیز مه آلود است و در این فصل بارندگی زیاد دارد.

پروازمان از ونیز ساعت سه و پنجاه دقیقه بعد از ظهر است. ساعت یازده صبح باید اتاق را تحویل دهیم و به فرودگاه برویم. چهل و چند دقیقه در راهیم تا به ونیز می رسیم. از کنار ساحل تا فرودگاه شش دقیقه راه است که باید آن را پیاده طی کنیم. برای چرخی که با آن ساکها را حمل می کنیم باید یک یورو پرداخت کنیم. ساکها را روی چرخ می گذاریم و راه می افتیم.

فرودگاه ونیز کوچک است. کوچکتر از فرودگاه رم. جای نشستن محدود است و ما باید سه چهار ساعت در همین فضای کوچک بمانیم. جالبترین قسمتش اینجاست که باید بین این همه آدم جورواجور گوشه ای به نماز بایستیم. از اطلاعات در مورد prayer room پرسیدیم که در کمال ناباوری آدرسی را در طبقه ی دوم بهمان داد. وقتی آنجا رفتیم متوجه شدیم ایشان player room را نشانمان داده! تجسم صحنه ی وضو گرفتن و نماز خواندن مان گوشه ی فرودگاه به عهده ی مخاطب است فقط همین قدر بدانید که اگر چهار دست و پا آن وسط راه می رفتید و در همان حال سوت بلبلی می زدید این قدر با تعجب نگاه نمی شدید!!

این اتفاق هم در فرودگاه ونیز(نماز ظهر و عصر) و هم در فرودگاه رم(نماز مغرب و عشا) تکرار شد.

بالاخره ساعت چهار پرواز کردیم و پنج به رم رسیدیم. چند ساعتی به پرواز بعدمان باقی بود. تصمیم گرفتیم داخل شهر برویم و گشتی بزنیم. از طبقه ی سوم فرودگاه به ایستگاه قطار مسیر مستقیمی کشیده شده. قطاری که انتخاب می کنیم به مرکز شهر می رود. بلیطش برای هر نفر (رفت و برگشت) بیست و سه یورو است و تا مقصد چهل دقیقه طول می کشد.

حدود ساعت شش رسیدیم  آن قسمت از شهر رم که دیدیم بسیار شلوغ بود. ترافیکش کم شباهت به ترافیک سنگین تهران نبود. با این که متروی شهری بسیار بسیار گسترده است اما باز هم خیلی ها استفاده از ماشین شخصی را ترجیح داده بودند.

از ترس این که پروازمان دیر نشود خیلی در رم نماندیم و زود برگشتیم.

وقتی به فرودگاه رسیدیم تازه به عظمت آن پی بردیم. فرودگاه رم آن قدر بزرگ است که حتی برای رفتن به گیت های مختلف هم باید سوار مترو شد!(واگن هایی شبیه مترو).

هواپیما راس ساعت می پرد و راس ساعت می نشیند...

به نظر من ونیز شهری نیست که آدم دلش بخواهد دوباره و سه باره به دیدنش برود ولی به دوستان تاریخ و هنر دوست و کسانی که از دیدن خیابانهای پر از ماشین و دود و ترافیک و ...خسته شده اند،  توصیه می کنم حتما از این شهر دیدن کنند؛ می ارزد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:28  توسط زهرا مهاجری  | 

یکی از جذابترین میدانهای شهر ونیز میدان s.mark است.  در این میدان به غیر از کافه و رستوران های متعدد که هر کدام با موسیقی زنده از میهمانان پذیرایی می کنند چند بنای عظیم تاریخی وجود دارد.

در قسمت شرقی میدان دو ستون بسیار بلند وجود دارد که روی یکی از آنها مجسمه ی   s.mark  و روی دیگری شیری است که روبرویش یک کتاب باز است. گویا در زمانهای قدیم هر وقت جنگ می شده این مجسمه را تغییر می دادند و جلوی شیر یک کتاب بسته می گذاشتند و در دوران صلح جلوی شیر کتاب باز قرار داشته!!

سمت چپ این ستونها بنای doge's palace  (داجی لقب رییس جمهور آن زمان بوده) واقع شده. جلوی در ورودی این بنا چند ستون قطور قرار دارد که یکی از آنها بسیار مشهور است. این ستون طوری درست شده که هیچ کس نمی تواند از جلوی آن رد شود و پایش از لبه ی جدول پایین سر نخورد و نیفتد. گویا در زمانهای قدیم هر وقت هر زندانی را می خواستند برای اعدام ببرند به او می گفتند آخرین شانسش برای آزادی این است که از جلوی این ستون رد شود بدون این که پایش سر بخورد و بیفتد. در تاریخ اسم هیچ زندانی ای که توانسته باشد از جلوی این ستون بدون لیز خوردن رد شود ثبت نشده است!

ورودی به این قصر و زندان برای هر نفر سیزده یورو است. از در ورودی که داخل می شویم تازه به عظمت بنا پی می بریم. دیدن سه طبقه ی قصر که شامل اتاقهای اداری، اتاق میهمانان، محل نگهداری تجهیزات نظامی، دادگاه و ... می شود حدود دو ساعت شاید هم بیشتر طول می کشد. در و دیوار و سقف قصر در همه جای آن مزین به نقاشی های عظیم است.

طبقه ی پایین (به سمت زیرزمین) زندان قصر است. بعضی از زندانها آن قدر پایین است که قسمتی از آن در آب قرار می گرفته و گویا زندانیان قبل از محاکمه و اعدام از مریضی به خاطر فضای بد زندان می مرده اند.

کمی آن طرفتر، دقیقا کنار زندان، یک پل وجود دارد که روی یک کانال باریک قرار دارد. وقتی روی این پل می ایستی در فاصله ی هفتاد هشتاد متریت یک پل دیگر را می بینی. گویا خانواده ی زندانیان برای دیدن زندانی هایشان باید روی این پل می ایستادند و زندانیها را از روی آن یکی پل عبور می دادند و فقط از این فاصله می توانستند همدیگر را ببینند.( تقریبا هیچ چهره ای از این فاصله قابل تشخیص نیست).

در قسمت دیگری از میدان بنای دیگری واقع شده  که نام آن marciana library است و در سال 1537 میلادی بنا شده است. در حال حاضر طبقه ی پایینی این بنا به رستوران و کافه و مغازه های متعدد اختصاص دارد و از قسمت بالایی استفاده خاصی نمی شود.

کنار این کتابخانه، بنای بسیار بسیار مرتفعی قرار دارد که به برج کلیسای سن مارکو معروف است. در بالاترین قسمت این برج ناقوس بزرگی واقع شده که هر یک ساعت یک بار به صدا درمی آید. ارتفاع صدمتر شاید هم بیشتر است. برای رفتن به بالاترین نقطه ی این برج باید نفری هشت یورو بپردازیم و سوار آسانسوری شویم و کمتر از سی ثانیه بعد به بالای این برج مرتفع برسیم.

منظره ی میدان سن مارک از بالای این برج بسیار دیدنی و منحصر به فرد است.

زیباترین ساختمان این میدان s. mark basilica است.معماری منحصر به فرد این قصر سلطنتی آن را از سایر بناهای این میدان متمایز می سازد. با این که در معماری این قصر و معماری شرقی و علی الخصوص ایرانی تفاوت های بسیاری وجود دارد و از لحاظ زمانی نیز به قدمت آثار باستانی ایرانی نیست اما با دیدن عظمت این بنا ناخودآگاه آن را با تخت جمشید مقایسه کردم. ظرافت مجسمه ها و جزئیاتی که در ساخت آن رعایت شده را در کمتر بنایی می توان یافت.

طبقه ی دوم این قصر موزه است. کتیبه ها و نقاشی هایی در این موزه به نمایش گذاشته شده اند که قریب به هزارسال قدمت دارند. روبروی موزه، ایوان بزرگی رو به میدان واقع شده که روی آن مجسمه ی چند اسب بزرگ آهنی قرار دارد.

آخرین بنای این میدان clock tower نام دارد. این بنا بین سالهای 1496 تا 1499 میلادی ساخته شده است. در قسمت بالایی این ساختمان مجسمه ی دو مرد قرار دارد که ناقوس بزرگی را به صدا در می آورند. پایین تر مجسمه ی شیری تعبیه شده که یکی از دستهایش روی کتابی است. اسم این دو مجسمه moors and city coat-of- arms است.

پایین تر مجسمه ی مردی است که بچه ی کوچکی را روی پایش نشانده و سمت راستش یک عدد یونانی و سمت چپش یک عدد انگلیسی نوشته شده که گویا این دو عدد ساعت دقیق را نشان می دهند.

زیر این مجسمه یک دایره ی بسیار بزرگ هست که دور تا دورش با اعداد یونانی پوشیده شده و پایین آن ها علائم ماههای مختلف(عقرب، ماهی، شیر و ...) حک شده است که گویا این هم ساعت است ولی از طرز کار آن سر در نیاوردم.( اسم این ساعت zodiac است)...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 17:41  توسط زهرا مهاجری  | 

یکی از ویژگیهای شهر ونیز، به قول آقای ر.، این است که برای نفس کشیدنت هم باید پول بپردازی. با این که این جمله کمی با اغراق همراه است اما دور از واقعیت نیست.

 در این شهر یک بستنی قیفی (نصف بستنی قیفی های خودمان) دو یورو (سه هزار تومان)می ارزد.

آب معدنی تقریبا هزار و پانصد تومان، ماست کوچک هزار تومان، یک بسته نان کوچک هزار و پانصد تومان، بیسکویت کرم دار کوچک دو هزار تومان و ...

کلا قیمت مواد غذایی در ونیز به شدت بالاست و در آمد رستوران دارها بسیار خوب است. یک نمونه را در ادامه عرض خواهم کرد.

آقای ر. معتقد است پیتزاهایی که در همه جای دنیا، از جمله ایران، پخته می شوند پیتزا نیستند لاستیکند!! حرفش را بی چون و چرا پذیرفتیم چون به هر حال یک ایتالیاست و یک پیتزا!

برای این که آرزو به دل نمانیم و پیتزای ایتالیایی را هم چشیده باشیم به یکی از پیتزاریای ونیز رفتیم.( به رستورانهایی که در آنها پیتزا سرو می شند پیتزاریا می گویند)

پیتزاهای ایتالیایی تنوع زیادی دارد. ما از منوی طویل پیتزاهای سبزیجات یکی را انتخاب کردیم، به همراه دو سالاد سبز و دو نوشابه و همین!

پیتزاهای ایتالیایی بزرگند. تقریبا یک و نیم برابر پیتزاهای ما. نان پیتزاهایشان هم مثل خمیر پیتزاهای ما نیست. تقریبا مزه و قیافه ی نان لواش کلفت را دارد. پیتزای سبزیجاتی که ما سفارش داده بودیم شامل یکی از همین نان لواش ها بود که رویش گوجه فرنگی و پنیر پیتزای فراوان ریخته بودند و روی همه ی اینها بادمجان و کدوی پخته گذاشته بودند!!

همین یک پیتزا و دو سالاد و دو نوشابه برای ما چهل و پنج یورو تمام شد!(شصت و هفت هزار و پانصد تومان)

یک توصیه ی خواهرانه این که اگر پیتزاهای خودمان را دوست دارید هرگز سراغ پیتزاهای ایتالیایی نروید؛ پشیمان می شوید!

غذاهای دیگر، از پیتزا گرانترند. هر وعده برای هر نفر به طور متوسط شصت تا هفتاد یورو(بدون پیش غذا و دسر و نوشیدنی) قیمت دارد که بسته به نوع غذا بیشتر هم خواهد شد.

کل شهر ونیز مجهز به وایرلس است. برای استفاده از اینترنت وایرلس باید یک فلش کوچک خرید و به لب تاب متصل کرد. این فلش در همه ی اروپا کار می کند و قیمتش حداقل پنجاه یورو است. این مبلغ نسبت به تعداد ساعتی که امکان استفاده از این سیستم را می داد، بسیار زیاد به نظر می رسد...

هتل های ونیز هم بسیار گرانند. قیمت هتل در down town از سیصد یورو (برای هر نفر/هر شب) شروع می شود تا هفتصد و پنجاه یورو( از چهارصد و پنجاه هزار تومان برای هر نفر هرشب تا یک میلیون و خرده ای هزار تومان...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:53  توسط زهرا مهاجری  | 

مشهورترین پل ونیز، ریالتو نام دارد. همیشه روی این پل پر است از گردشگرانی که منتظرند جا پیدا کنند تا از منظره ی زیبای رودخانه عکس بگیرند. آب رودخانه ی اصلی برخلاف آب کانالهای بین ساختمانها، بسیار تمیز است و رنگ آبی آن وسوسه کننده است.

کنار این رود اصلی پر است از ایستگاه اتوبوس و تاکسی. تاکسی ها قایقهای کوچکی هستند که گنجایش نهایتا ده نفر را دارند و برای یک مسافت نه چندان دور چهل یورو از مسافر می گیرند.  قایقهای اتوبوسی بزرگند با گنجایش پنجاه نفر. هر خط این اتوبوسها را می شود با یک بلیط دو یورویی از سر تا ته رفت. حتی اگر در هر ایستگاه پیاده شوی و یک ساعتی را در آن ایستگاه بمانی.

اگر کسی خودش قایق نداشته باشد(اکثر شهروندان ونیزی برای خودشان قایق دارند که کنار خانه هایشان می بندند)، برای رفت و آمد در شهر باید از این قایقها استفاده کند. هزینه ی تاکسی ها بسیار بالاست (از فرودگاه تا شهر نود و شش یورو/ تقریبا صد و پنجاه هزار تومان)در نتیجه گردشگران برای رفت و آمد از فرودگاه به شهر، اتوبوس را ترجیج می دهند. این اتوبوسها همیشه مملو از جمعیتند و هیچ اتوبوسی را در ساعات اولیه یا وسط روز نمی بینید که خالی باشد.

قایقهایی هم برای گردشگران وجود دارد که چهل دقیقه تا یک ساعت آن ها را در تمام کانال های شهر می گرداند و به جای اول برمی گردد. اسم این قایقها GONDOLE است. موتور ندارد و راننده باید همه ی این یک ساعت را پارو بزند. ظاهر این قایقها در مقایسه با قایقهای تاکسی و اتوبوس و ... بسیار زیباتر و صندلیهایش راحت تر است.

قیمت این قایق ها دویست هزار یورو(سیصد میلیون تومان) است و صاحبان این قایقها سالی چهارصد هزار یورو(ششصد ملیون تومان/ ماهی پنجاه میلیون تومان) در می آورند چون تنها برای این یک ساعت گردش از گردشگران صد تا صد و بیست یورو می گیرند( صد و شصت هفتاد هزار تومان).

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:9  توسط زهرا مهاجری  | 

از تهران به مقصد ما، ونیز، پرواز مستقیم وجود ندارد. دو راه برای رسیدن به این شهر ایتالیایی پیش روی ماست. اولی این که به استانبول و از آنجا مستقیم به ونیز برویم و دوم این که مستقیما به رم، پایتخت ایتالیا، سفر کنیم و با یک پرواز داخلی به ونیز برسیم.

ما راه دوم را انتخاب می کنیم و با پرواز ALITALIA به قصد رم حرکت می کنیم.

 

 هواپیما، فرق چندانی با توپولوف های تنگ و تاریک خودمان ندارد. به همان اندازه کوچک و قدیمی. تنها فرقش با هواپیماهای ما فیلم پلیسی تکراری و لوسی است که قرار است دو ساعت از پنج ساعت پرواز را پر کند.(صدرحمت به فیلمهایی که توی اتوبوسهای بین شهریمان می گذارند!)

پرواز از ساعت پنج و بیست دقیقه تا ده صبح طول می کشد. وقتی می رسیم ساعت به وقت محلی هفت و سی دقیقه است و باید تا ساعت ده که پرواز بعدی است، صبر کنیم. فرودگاه رم، فرودگاه بزرگی است و بیشتر از این که به فرودگاه شبیه باشد به مرکز تجاری بزرگی می ماند. تا چشم کار می کند مغازه ی لباس و کفش و کیف فروشیست و کافه و رستوران و ...

اگر یک خارجی بخواهد مثلا به شیراز برود و بلیط مستقیم از کشورش به شیراز وجود نداشته باشد، مجبور است اول بیاید فرودگاه امام بعد سه چهار ساعتی در ترافیک تهران بماند تا برسد فرودگاه مهرآباد و از آنجا به شیراز بپرد. اما فاصله بین پروازهای داخلی و خارجی فرودگاه رم چند ده متر است. کمتر از یک ربع از آنجا که پیاده شدیم به ترمینال B، یعنی ترمینال پروازهای داخلی می رسیم.

هواپیمای دوم از اولی هم کوچکتر است. از رم تا ونیز چیزی حدود یک ساعت راه است که در مقایسه با پنج ساعت قبلی خیلی زود تمام می شود.

شهر زيبا و تاريخي ونيز 412 كيلومترمربع مساحت و 270 هزار نفر جمعيت دارد و در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده است. ونيز در شمال ايتاليا واقع شده و مركز منطقه ونه‌تو است. ونيز به همراه پادوآ با حومه حدود يك ميليون و 600 هزار نفر جمعيت دارد. شهر ونيز شامل 118 جزيره كوچك است كه با كانال‌هاي آبي در ساحل درياي آدرياتيك قرار دارند. از جمعيت 270 هزار نفري ونيز، 62 هزار نفر در بخش قديمي و تاريخي شهر با نام سنترو استوريكو سكونت دارند.(جام جم آن لاین)

ونیز

تا وارد فرودگاه ونیز می شویم آقای ر. (وصفش را در سفرنامه ی قبل خوانده اید) به استقبالمان می آید و ما را با چند تا از دوستانش که هر کدام به شغل معروفی در ونیز اشتغال دارند  آشنا می کند.  بعد هم همسرش و دختر بزرگش می آیند و از مردها جدا می شویم و به کافه ای می رویم برای استراحت. دختر بزرگ آقای ر. کامیلا نام دارد. دوازده ساله است با موهای بلند بلوند و چشمهای رنگی. یک سال در ایران درس خوانده اما به غیر از "سلام" و "اسم تو چیه؟" کلمه فارسی دیگری یادش نمی آید. در عوض به غیر از زبان مادری(ایتالیایی) به انگلیسی و آلمانی مسلط است. بر خلاف پدر و مادرش، انگلیسی را بدون لهجه و بسیار روان حرف می زند. از نظر چهره بیشتر از این که به مادرش رفته با شد به آقای ر. شباهت دارد (خصوصیات ظاهری آقای ر. و همسرش یادتان هست؟)

یک ساعتی در فرودگاه معطل می شویم و بعد با ماشین به سمت ایستگاه قایق ها حرکت می کنیم.

در ورودی شهر ونیز یک پارکینگ بسیار بزرگ وجود دارد برای توقف ماشینهایی که سرنشینانشان می خواهند به شهر وارد شوند. در حقیقت هیچ ماشینی به شهر راه ندارد و تنها وسیله ی نقلیه قایق است.

سوار قایق می شویم و به طرف محل اقامت حرکت می کنیم. در راه کامیلا با دست بناهای مشهوری که از کنارشان عبور می کنیم را نشانم می دهد. با این که در ایتالیا زندگی می کنند و فاصله ی شهرشان(اودینزه) تا ونیز کمتر از یک ساعت است اما زیاد به این شهر سفر نکرده اند و خیلی جاها برایشان جدید است.

نیم ساعتی از فرودگاه تا هتل راه است که بالاخره تمام می شود. محل اقامتمان، تقریبا هتل آپارتمان است. یک هال دارد با میز ناهارخوری و یک کاناپه ی دو نفره؛ یک آشپزخانه با ظرفشویی و یخچال و گاز و کابینت؛ و یک اتاق خواب با دو تخت و یک میز آرایش و یک تلویزیون. جای راحتی به نظر می رسد...

اولین چیزی که در این شهر جلب توجه می کند بافت قدیمی و سنتی آن است.  تقریبا هیچ بنایی پیدا نمی کنید که کمتر از چهل سال پیش ساخته شده باشد. اکثر ساختمانها سه طبقه اند و ظاهرا قدیمی؛ با در و پنجره های چوبی و رنگ و رو رفته. گویا قانونی برای ساخت و ساز در این شهر دارند که طبق آن اجازه ی هیچ گونه نوسازی به کسی در این شهر داده نمی شود.

خانه های این شهر همگی درون آبند. برای ساختن یک ساختمان اول ده تا بیست متر درون آب را کنده اند و به اندازه ی زیر بنا دیوار بلوکی کشیده اند و وسط آن را از آب تخلیه کرده اند. سپس با چوب درخت آن قسمت را پوشانده و  با سنگ و بتون ساختمان را بالا آورده اند تا یکی دو متر بالاتر از سطح آب. بعد از آن شروع به ساختن بنای اصلی کرده اند.

کوچه های ونیز اکثرا باریکند. گاهی آن قدر باریک که دو نفر کنار هم نمی توانند از آن عبور کنند. کف همه ی کوچه ها،  سنگی است.

خیلی از مسیرها راه آبی ندارد و ناچار باید آنها را پیاده طی کرد. مردم ونیز به پیاده روی های طولانی عادت دارند!

برخلاف ظاهر قدیمی مغازه ها، داخل آن ها کاملا خصوصیات یک مغازه یا فروشگاه اروپایی را دارد. همه ی کوچه های ونیز(البته اکثرا آنهایی که پهن ترند) پرند از مغازه و فروشگاه. اکثر این مغازه ها یا لباس فروشی اند یا خرت و پرت فروشی! منظورم از خرت و پرت لوازم تزئینی کوچکی است که  بیشتر برای گردشگران جذاب است. از قایق های کوچک چوبی دست ساز گرفته تا ماسکهای بزک شده ی رنگارنگ ( در یک روز خاص و مهم در ماه فوریه، همه ی ونیزی ها باید ماسک بزنند و بیرون بیایند). لباس فروشی ها هم که پرند از اجناس مارکدار با قیمتهای سرسام آور. از شلوار جین صد و هشتاد یورویی گرفته تا پالتوی پوست سه هزار و پانصد یورویی( یورو الان چیزی حدود هزار و پانصد تومان است یعنی آن پالتوی پوست حول و حوش پنج میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان قیمت دارد!)

قیمتها تقریبا به هم نزدیک اند. یعنی تفاوت چندانی بین دو مارک وجود ندارد. به غیر از مارکهای خیلی خیلی مشهور مثل GEORGIO ARMANI که قیمت لباسهایش یک سر و گردن از لباسهای دیگر بالاتر است یا مارک RENNE CAOVILA که کفشهای زنانه اش هر کدام پنج یا شش میلیون تومان قیمت دارد و اکثرا روی آنها الماس اصل کار شده است، بقیه تقریبا هم قیمتند.

 خیلی از مارکها را می شناختم

GUESS,BVLGARI,GUCCI,,DOLCE & GABBANA, PRADA, CHANEL,TOD'S,VALENTINO…

و اسم خیلی هایش به گوشم هم نخورده بود :

FRATELLI ROSETI,BALDININI,BARRETI,POLLINI,GEOX, MAX MARA,JB GUANTI…

اکثر مغازه ها جلوی در روردیشان یک حفاظ آهنی دارند. گویا مواقعی پیش می آید که آب تا نیم متر بالا می آید و این حفاظها برای این است که آب داخل مغازه نرود.

تک و توک مغازه ی اسباب بازی فروشی هم پیدامی شود. اکثرشان عروسکهای فیلم آپ را آورده اند. فیلمی که به تازگی در ایتالیا روی پرده رفته و  آقای ر. دخترش را همین هفته ی پیش برده تا این فیلم را ببیند ( حداقل پنج ماه پیش این فیلم را با طاها در خانه تماشا کردیم!). باز هم بگویید ایران عقب افتاده است!

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:39  توسط زهرا مهاجری  |